برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
مدتی هست
نگاهم به تماشای خداست
و امیدم به خداونـــدی اوست
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری

برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
می توان با یک گلیم کهنه هم روز را شب کرد و شب را روز کرد
می توان با هیچ ساخت
می توان صد بار هم مهربانی را خدا را عشق را با لبی خندانتر از یه شاخه گل تفسیر کرد
می نوان بی رنگ بود
همچو آب چشمه ای پاک و زلال
می توان در فکر باغ و دشت بود
عاشق گلگشت بود
می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت
خوبی از هر چیز دیگر بهتر است...
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
صبح شده
پنجره را بگشا
شاید قاصدک آمده باشد
شقایق را از او بگیر
صبحت را چون شقایق
عاشقانه و پاک آغاز کن.
[ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ] [ 12:10 ] [ یکی از ما دو نفر ]
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
دلی آکنده از غمها
گهی بی بار ، گهی بی یار
گهی از زندگی بیزار
گهی خندان گهی گریان
گهی رنجیده از یاران
سلام ای بهتر از باران
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
به زندگی لبخند بزن
به فرصت دوباره سلام کن
یادت باشد بابت این فرصت
شکر معبود را بجا آوری
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری
برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می آیم...
کسانی که درونم را می بینند برایم کافیند...
برای آن هایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم...
با خود می گویم بگذار آنان همان بیرون بمانند...
[ چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ ] [ 10:3 ] [ یکی از ما دو نفر ]
برچسب:
نویسنده: نگار قنبری